

![]() |
![]() |
|
| عکسای آرشیو رو هم ببینید |
|
|
+ وقت اضافه
ساعت 22:3 توسط ღ♥ღ دختر تنهای شب ღ♥ღ |
|
|
گفتم: خستهام گفت: لاتقنطوا من رحمة الله .:: از رحمت خدا نا امید نشوید گفتم: دلم گرفته گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا .:: مردم به چی دلخوش کردن! باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند گفتم: خیلی چاکریم! گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره .:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا میکنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر میکنند گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم گفت: فانی قریب .:: من که نزدیکم گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری میتوانم بکنم؟ گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندههایش قبول میکند؟! گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار میتوانم بکنم؟ گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههایش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. |
|
+ وقت اضافه
ساعت 20:52 توسط ღ♥ღ دختر تنهای شب ღ♥ღ |
|
|
الهي اي زبان ها از تو گويا جهاني از فروغت گرم پويا به كوه و جنگل و صحرا و دريا تويي پيدا تر از پيدا خدايا نهان از چشمي و چشم از تو بينا فدايت اي همه پنهان و پيدا خداي آسمانها و زميني الهي تو چه زيبا آفريني شكوفا از تو شد گل هاي رنگين مزيّن از تو شد باغ و بساتين جهان چون آبشار پر خروشي تويي سر چشمه ي هر جنب و جوشي جهان تنها ز تو فرمان پذيرد كه نيرو دائم از فيض تو گيرد كريمي ، دستگيري ، بي نيازي رحيمي، كار سازي ، دل نوازي تويي از مهربانان مهربانتر تويي از بهتران ولا و برتر انيس دل صفاي جان ، تويي تو كريم غافر و رحمان ، تويي تو الهي جان به نورت زنده تركن زبان با ياد خود گوينده تر كن الهي جان من آزاد گردان دلم را با وصالت شاد گردان
|
|
+ وقت اضافه
ساعت 21:33 توسط ღ♥ღ دختر تنهای شب ღ♥ღ |
|
|
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....(صادق هدایت) دورتسلسل زندگی همچنان ادامه دارد.صبح مثل همیشه آغازو به شب می رسد وشب نیزچون همیشه به صبح. تکرار از پی تکرار.چهره ها،رفتارها،مسیرهاو...همه و همه تکراری است.گویی آدمها نیز مثل سایر حیوانات آفریده شده اند که روزها،هفته ها، ماهها،سالهاو زمان را نشخوار کنند! طبیعت عرصه ی تنازع بقاست و برای همه نیز یکسان است اما فقط در شکل و ظاهر آن متفاوت است. از ابتدای خلقت،انسان که اشرف مخلوقات نامیده شده،همواره همواره به دنبال آرامش بوده اما از پس هزاران و بلکه مییلونها سال که به تکامل امروزی رسیده،تلاطمات و بحرانهای جوارجورو مکرر را خلق و خویش را در آنها غوطه ور ساخته است. به نظر می رسد خلاصی از وضع فلاکت بار موجود نیز خارج از حد تصور باشد چرا که درد و آلام بشری از ماهیت خود وی برخاسته و لاجرم جزء ذات اوست! دل خوش داشتن به فردای روشن،فکر غریبی است! هر شب چون کودکان به عشق تصاحب عروسکی زیبا،با لبخندی از رضایت و آرامش خیال به خواب می رویم و صبح که برمی خیزیم،آنچنان غرقه ایم که افکار گذشته فراموش شده و این دور همچنان ادامه دارد! براستی که حوصله ی خیال ما تا به کجا امتداد یافته و این کشتی سرگردان در دریای مواج زمان،در کدامین کرانه ی این بیکران،آرام می یابد؟!
|
|
+ وقت اضافه
ساعت 21:14 توسط ღ♥ღ دختر تنهای شب ღ♥ღ |
|
![]() |
|
+ وقت اضافه
ساعت 22:54 توسط ღ♥ღ دختر تنهای شب ღ♥ღ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| فال خودم |
ای عزیز : کسی را که خاری است نسیب ♥♥ حقیقت نیاید به زور منصب و جاه
به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد♥♥ گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه |
| پیوندها |
|
یا فاطمه مینا وآرش شهر جاوا دختر تنهای شب |
|
RSS
|
